
تا كي فقط از آدم و حوا بنويسيم؟
از سيب و يا گندم دنيا بنويسيم؟
داراست كه ميخندد و احساس ندارد
تا كي فقط از حسرت سارا بنويسيم؟
آن مرد هم انگار كه با اسب نيامد
تا كي فقط از غصه بابا بنويسيم؟
نقطه ، سر خط باز بزن صفحه اول؛
بگذار كه با حوصله املا بنويسيم
نان را كه هنوز از ته دل بخش نكرديم
تا كي فقط اين شكل وصدا را بنويسيم؟
تا با سبد دوستي آن مرد بيايد...
بايد همه از همت كبري بنويسيم